718.پروژه تلویزیونی «تاریخ شفاهی و تصویری ایران» در گفتوگو با حسن بهشتیپور
مصاحبه با 58 تن از رجال رژیم پهلوی طی 38 ماه تصویربرداری منجر به ضبط 524 ساعت گفتوگوی تصویری و تدوین و ویرایش 46 عنوان کتاب برای آمادهسازی پروژهی تاریخ شفاهی و تصویری ایران شده و علاوه بر آن از 1528 ساعت آرشیو صوتی، 11 هزار و 974 ساعت آرشیو تلویزیون ملی ایران، 20 هزار برگ سند رسمی یا شخصی برای تکمیل این پروژه بهره برده شده است.

حسن بهشتیپور که از طرف سیما به عنوان ناظر کیفی این پروژه انتخاب شده است، از سال 61 کار خود را در این سازمان آغاز و در ردههای مختلفی خبری مانند دبیر، سردبیر خبر و تحلیلگر سیاسی و مدیر گروه تحقیق و تفسیر صداوسیما فعالیت کرد.
او نخستین مدیر شبکه العالم بود. پس از بازنشستگی به دعوت معاونت برونمرزی در آموزش خبرنگاران شبکه پرس تیوی فعالیت کرد و تا شهریور سال جاری همکاری خود را با این شبکه ادامه داد.
بهشتیپور معتقد است که در این پروژه سعی شده به دستاندرکاران رژیم پهلوی امکان داده شود تا اقدامات خوب و بد این رژیم را در کنار هم تعریف کنند؛ بنابراین در این روایت افراط و تفریط نداریم.
متن کامل پرسش و پاسخ ایسنا با ناظر کیفی پروژه «تاریخ شفاهی و تصویری ایران» به این شرح است:
چگونه پروژهی تاریخ شفاهی و تصویری ایران شکل گرفت؟
بهشتیپور: در سالهای 80، 81 از جمله طرحهایی که ارایه شده به سیما، ساخت مستندی درباره تاریخ پهلوی دوم در فاصله سالهای 1332 تا 1357 بود. هدف از ارایه چنین پیشنهادی این بود که جمهوری اسلامی تا حالا رژیم پهلوی را نقد کرده است اما اکنون کارگزاران نظام پهلوی را متقاعد کنیم تا خودشان نقاط قوت و ضعف این نظام را بیان کنند. این ایده با دکتر حسام الدین آشنا – مدرس دانشگاه – من و دو سه نفر دیگر مطرح شد پس از بیان شدن دیدگاههای مختلفی درباره این ایده، قرار شد که مستندی با حضور دست اندرکاران نظام پهلوی ساخته شود و این موضوع با مدیر وقت شبکه چهار که دکترحسین کرمی بود، در میان گذاشته شد. او هم پس از بیان دیدگاههاش، این طرح را به گروه مستند شبکه چهار ارجاع داد.
مدیر وقت گروه مستند، مجید زینالعابدین هم نظرات خود را مطرح کرد و طرح تکمیل شد. هدف ما از مصاحبه با دست اندرکاران نظام پهلوی گفت و گو با افرادی بود که تجربههای دست اول دارند و خود در رژیم سابق مسئولیت بر عهده داشتند؛ بنابراین سراغ وزیران، معاونان و مسؤولان رده بالایی سازمانهای مختلف رفتیم.
ایسنا: تحقیق چه قدر طول کشید؟
بهشتیپور: حدود چهار، پنج سال دو، سه نفر در ایران تحقیق کردند. چند نفر از ایرانیان مقیم آمریکا، فرانسه و انگلیس هم در مرحله تحقیق و مصاحبه مشارکت داشتند. آنان با پیگیریهای مختلف مسؤولان نظام پهلوی را برای مصاحبه قانع میکردند چون آنان در مراحل اولیه که نگران تحریف و بهره برداری یک سویه از سخنانشان بودند، به شدت بی اعتماد بودند.
پیش تولید و تولید تاریخ شفاهی و تصویری ایران چقدر به طول انجامید؟
بهشتی پور: پیش تولید و تولید از سال 80 آغاز و با 58 نفر گفت وگو شد. بجز مصاحبه سه نفری که در توقیف FBI باقی ماند و چند نفر مانند آقای رضا قطبی ترجیح دادند فعلا مصاحبه هایشان نزد خودشان باقی بماند.
ایسنا: با چه مشکلاتی برای مصاحبه با مسؤولان رژیم پهلوی روبهرو بودید؟
بهشتی پور: شرایط دشواری بود؛ این افراد پا به سن گذاشته بودند علاوه بر آن متقاعد کردن آنان به مصاحبه، یک چالش بود. از طرف دیگر در کشورها و شهرهای مختلف آمریکا زندگی میکردند؛ به عنوان نمونه در سوئیس، فرانسه و انگلیس ساکن بودند. همین وضعیت باعث شد که تحقیقات مفصلی برای تولید این پروژه، انجام شود. برای جلب اعتماد مسؤولان رژیم پهلوی قول داده شد که بعد از مصاحبه نوار گفت و گوی آنان در اختیارشان گذاشته شود تا آن را ببینند و اگر مایل بودند نوار را به ما برگردانند، بنابراین تلاش میشد این افراد متقاعد شوند که آنچنان که واقعا هم همینطور بود و هست توطئهای در کار نیست و هدف فقط ثبت تاریخ است.
ساخت این پروژه مستلزم صرف بودجه زیادی بود، آن هم در شرایطی که بودجه چندانی برای ساخت مستند در سیما اختصاص داده نمیشود؛ بنابراین کرمی نامهای را برای علی لاریجانی – رییس وقت سازمان صدا و سیما – نوشت و لاریجانی تخصیص بودجه برای ساخت این مستند را تایید کرد؛ البته یکی از دلایل موافقت او مشاهده تجربه موفق قبلی دست اندرکاران پروژه در گفتگوی پژوهشی مفصلی با بنی صدر - فرمانده وقت کل قوا - درباره جنگ تحمیلی بود که در روایت فتح انجام شده بود. دسترسی به بنی صدر و متقاعد کردن او به صحبت درباره جنگ تحمیلی نشاندهنده این بود که این گروه میتواند با دست اندرکاران نظام پهلوی هم صحبت کند اما وقفهای در روند ساخت به وجود آمد که علاقهای به بیان دلایلش ندارم.
عامل ایجاد وقفه، مسایل مدیریتی بود؟
بهشتی پور: همه مسایل دست به دست هم داد. فقط بنویسید: مدتی این مثنوی تأخیر شد/ مهلتی بایست تا خون شیر شد.
به هر حال دو، سه سال وقفه ایجاد شد. بعد رییس سازمان صدا و سیما عوض شد و عزتالله ضرغامی آمد. او هم متقاعد شد که باید این برنامه ساخته شود و از آن حمایت کرد. سال 87 بودجه برای ساخت پروژههای تاریخ شفاهی برای ساخت در خارج از کشور داده شد.
حامیان تاریخ شفاهی و تصویری ایران چقدر در روند این پروژه به شما کمک کردند؟
بهشتی پور: در بخش سفارش تولید برنامه مستند صدا و سیما سرمایه گذاری کرد از اعتبار کتابخانه ملی ایران و کتابخانه کنگره آمریکا به عنوان حامی معنوی استفاده کردیم البته پس از آنکه این پروژه در حد راش تهیه شد در مرحله تدوین مشکلاتی به وجود آمد و حمایت مادی از آن انجام نشد به ناچار با بودجه شخصی این کار ادامه پیدا کرد. تاکید من بر این است که اگر حمایت مسؤولین صدا و سیما در مراحل مختلف کار نبود، اساسا این پروژه شکل نمیگرفت و جا دارد از حمایتهای ان عزیزان همه جانبه تشکر کرد.
چرا بدون حضور سازندگان، پروژهی تاریخ شفاهی و تصویری ایران از آن در کتابخانه ملی رونمایی شد؟
بهشتی پور: وقتی که کار خوبی ساخته میشود افراد زیادی خواهان آن هستند و دوست دارند از آن بهرهای بگیرند ولی تک روی کار خوبی نیست چون مشخص است که این کار به همت چه کسانی انجام شده است؛ البته با نگاه خوشبینانه به این کار کتابخانه ملی، میتوان هدف ترتیبدهندگان این برنامه را معرفی کردن پروژهی تاریخ شفاهی و تصویری ایران به مردم فرض کرد.
گذشته از ماجراهایی که در ایران برای پروژه تاریخ شفاهی و تصویری ایران رخ داد، مشارکت کتابخانه کنگره آمریکا چقدر در جلب اعتماد مسؤولان رژیم پهلوی موثر بود؟
بهشتی پور: توافقنامهای کلی برای همکاری بین کتابخانه ملی و کتابخانه کنگره آمریکا در زمان ریاست محمد کاظم بجنوردی امضا شده بود، این توافقنامه پایهای برای حمایت این کتابخانه از پروژه تاریخ شفاهی تصویری شد. به طور قطع همین مساله در جلب حمایت مصاحبه شنودگان موثر بود.
روند طرح سوالات و چالش با مصاحبه شوندگان چگونه بود؟
بهشتی پور: بنده و آقای دهباشی با استفاده از راهنماییهای پژوهشگران پروژه در طراحی سوالات همکاری داشتیم و در هر مرحله پس از انجام مصاحبه ها با ارسال فایل صوتی به ایران در جریان مصاحبهها قرار داشتم و به نوعی توفیق اجباری داشتم که فایل صوتی هر کدام از مصاحبهها را به عنوان ناظر کیفی گوش کنم. در هر مرحله سوال های تکمیلی برای آقای دهباشی ارسال می شد. افرادی هم که با دست اندرکاران رژیم پهلوی مصاحبه میکردند در موضوع مورد بحث متخصص بودند و آنها کارشناسان موضوع اصلی مصاحبه محسوب میشدند؛ بنابراین مصاحبه شوندگان هم به اعتبار و احترام به کار کارشناسی آنان، با ما همکاری میکردند و به خاطر سابقهی آشنایی مصاحبهکنندگان با عملکرد رژیم پهلوی، آنها میتوانستند با مصاحبه شوندگان وارد چالش شوند.
البته اگر برخلاف نیت علمی و معیارهای تاریخی ما احساس بازجویی به مصاحبه شوندگان دست میداد، آنان خود به خود مصاحبه نمیکردند؛ بنابراین مصاحبه با مرور زندگی آنان شروع میشد و از دوران کودکی خود میگفتند. مصاحبهکنندگان تلاش میکردند با سران رژیم پهلوی همذاتپنداری کنند و در عین حال سوالات تاریخی را از آنان بپرسیدند؛ البته بعضی از مصاحبهشوندگان بیشتر همکاری و برخی از آنان کمتر همکاری میکردند. اما چند نفر از آنان هم حاضر نشدند که نوار مصاحبه را در اختیار ما قرار دهند.
در نهایت چند مصاحبه را از دست دادید؟
بهشتی پور: مصاحبههای انجام شده به مرور به ایران فرستاده میشد اما زمانی که FBI یکی از همکاران ما را دستگیر کرد سه چهار مصاحبه به کشور ارسال نشده بود و در توقیف پلیس فدرال آمریکا باقی ماند.
آیا از مصاحبههای سازمانهای دیگر هم برای ساخت این پروژه استفاده کرده اید؟
بهشتی پور: بنیاد مطالعاتی ایران در واشنگتن منابعی در اختیار داشتند که در اختیار ما قرار دادند مصاحبههایی هم در آلمان و دانشگاه هاروارد آمریکا وجود داشت.
آیا محورهای خاصی را برای طرح سوال از آنها در نظر داشتید؟
بهشتی پور: پرسشها به فراخور هر کدام از مصاحبه شوندگان طراحی و از آنان پرسیده میشد البته عدهای از آنان تلاش داشتند که عملکرد خود را توجیه کنند اما برخی از آنان نیز از دیگران انتقاد میکردند.
آیا سوالات چارچوب مشخصی داشت؟
بهشتی پور: مصاحبهشوندگان آزادی داشتند که هرچه دلشان میخواهد بگویند و متقابلا به ما نیز این اجازه را داده بودند تا در لابهلای آنها هرچه دلمان میخواست میپرسیدیم. البته تلاش میکردیم در خلال مصاحبه علاوه بر سایر مباحث مهم در خاطرات پرفراز و نشیب زندگی آنها لایههای زیرین فروپاشی رژیم پهلوی را هم بررسی و پیگیری کنیم.
پس با هدفگذاری مشخصی سوالات را مطرح میکردید؟
بهشتی پور: البته؛ در صدد بودیم که ضمن ثبت تاریخ، دلایل فروپاشی نظام پهلوی را مشخص کنیم. نکته جالبی که از خلال این مصاحبهها متوجه شدیم تداوم برخی تجربهها پس از پیروزی انقلاب بود و ما به جای آنکه از این تجارب عبرت بگیریم آن اشتباهها را دوباره تکرار میکنیم.
مثلا چه اشتباهاتی؟
بهشتی پور: ما ایرانیها دچار افراط و تفریط هستیم؛ به عنوان مثال به قول گراهام فولر گاهی اوقات خود را قبلهی عالم میدانیم و مثل این که همه عالم در حال توطئه کردن علیه ما هستند و خود را تافته جدا بافته و نقطه امکان عالم میدانیم که در دکان هیچ بقالی پیدا نمیشویم اما گاهی اوقات نیز دچار تفریط میشویم و هر بدی و زشتی را به ایرانیها نسبت می دهیم. در طول تاریخ هم ایرانی ها نه همیشه خوب بودند یا همیشه بد. در مورد تاریخ پهلوی اول و دوم در گذشته به گونهای برخورد کردهایم که انگار هر اتفاقی که در آن زمان افتاده بد بوده و اصلا چیز خوبی وجود نداشته است و ما در تاریخ شفاهی و تصویری ایران به دست اندرکاران رژیم پهلوی امکان میدهیم که اقدامات خوب و بد این رژیم را در کنار هم تعریف کنند بنابراین در این روایت افراط و تفریط نداریم و از مصاحبه شوندگان نقاط مثبت و منفی تاریخ دوران پهلوی استخراج شود. البته نمیگوییم که این برنامه صد در صد واقعیات زمان پهلوی را بیان میکند بلکه صد در صد منطبق با دیدگاههای مصاحبه شوندگان است. آنان بدون هیچ اجبار یا نگرانی متناسب با انصاف خود دیدگاههای تاریخی را میگویند و تاریخ را روایت میکنند و روایت هر یک از آنان با روایت دیگری تکمیل میشود. بنابراین تاریخ را فقط از دیدگاه یک فرد بیان نمیکنیم. به عنوان نمونه در این گفتگوها ادعاهای منطبق بر دیدگاههای داریوش همایون یا اردشیر زاهدی را میبینیم که هر کدام بر حسب دیدگاه خود درباره کودتای مرداد 32 اظهار نظر میکنند. این گفته ها اگر در کنار مصاحبه های و اسناد دیگر قرار گیرند می توان به قضاوت دقیقی درباره تاریخ پهلوی دست پیدا کرد.
به هر حال بعضی از کارهایی که آن زمان انجام میشده متاسفانه تداوم پیدا کرده است.
مثلا چه کارهایی؟
بهشتی پور: دست اندرکاران رژیم پهلوی میگویند که چگونه نظام بوروکراتیک مثل اختاپوس در ساختار ایران نفوذ کرده و این وضعیت چقدر ایجاد تغییر را مشکل کرده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی همین سازمانهای اداری پا برجا ماندند و فقط رؤسای مومن و مورد وثوق در رأس آن ها قرار گرفتند ولی ساختار عوض نشد.
جالب اینجاست که برخی نهادها مانند بنیاد شهید را ایجاد و به مرور شبیه سازی کردیم. پیش از پیروزی انقلاب، سازمان بهزیستی فعالیت میکرد اما پس از انقلاب، بنیاد شهید مشابه بهزیستی نهادینه شد. این در حالیست که به جای آنکه در راهاندازی بنیاد شهید نوآوری و سیستمی انقلابی عرضه کنیم آن را شبیه سازمانهای قبل از انقلاب تاسیس کردیم؛ البته نوع سیاست خارجی ما با زمان پهلوی تفاوت بسیاری کرده است. آن زمان وابسته بودیم و به خوبی میشود رد پای این وابستگی را پیدا و تحلیل کرد. به عنوان مثال چگونه سفیران آمریکا و انگلیس برای ما تعیین تکلیف میکردند. مثلا از سپهبد خلبان آذربرزین به طور دقیق میشنویم که چگونه سفیر آمریکا درباره نخست وزیر شدن یا نشدن فردی تصمیم گیری میکرد و توصیههای او اجرا می شد.
چقدر از مصاحبههای انجام شده قابل پخش از سیما است؟
بهشتی پور: لازم است پخش این برنامه با کار کارشناسی همراه باشد. من به عنوان ناظر کیفی این برنامه معتقدم که میتوان بدون شک همه بخشها را بدون سانسور پخش کرد. البته شاید شنیدن جزئیات زندگی هر کدام از این شخصیتها برای بیننده جذاب نباشد و بهتر باشد که مسائل مهم هر مقطع، پخش شود؛ بنابراین اگر همه دقایق ضبط شده پخش نشود به معنای سانسور آنها نیست.
حتی تمام صحبتهای سیاسی رجال پهلوی نیز قابل پخش است؟
بهشتی پور: این برنامه چیز قابل سانسوری از نظر محتوایی ندارد مگر مواردی که شخصیتها به فرد دیگری اتهام زده یا فحش دادهاند. این موارد قابل پخش نیست.
سرنوشت پروژه «تاریخ شفاهی و تصویری ایران» پس از تولید چه شد؟
بهشتی پور: ابتدا قرار بود مجری طرح بخشهایی از تصاویر تهیه شده را برای تلویزیون در قالب یک برنامه تهیه کند اما خودشان ابراز تمایل نکردند و این کار به عهده شکیبانیا - تهیه کننده شبکه یک - گذاشته شد؛ البته پس از آن دوباره آقای دهباشی پذیرفتند که این برنامه را تهیه کنند؛ به هر حال بخشهایی از این برنامه برای پخش در دهه فجر آماده شد.
آیا تصاویر و صداهای ضبط شده در کتابخانه ملی قابل دسترسی برای پژوهشگران است؟
بهشتی پور: نسخه کامل و بدون سانسور این گفتگوها به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران تحویل داده شده و در صورتی که مدیریت آن سازمان صلاح بداند، قابل ارائه به پژوهشگران است و آنان میتوانند هم به صورت تصویری و هم مکتوب از آن استفاده کنند.
گویا قرار است کتابهای پروژه تاریخ شفاهی و تصویری ایران نیز چاپ شود، کتابها در چه مرحلهای قرار دارند؟
بهشتی پور: متن مصاحبهها پیاده شده و در مرحله ویراستاری است؛ البته پس از ویراستاری دوباره متون بررسی میشود تا خطاهای احتمالی اصلاح و برای چاپ آماده شود.

حسن بهشتیپور که از طرف سیما به عنوان ناظر کیفی این پروژه انتخاب شده است، از سال 61 کار خود را در این سازمان آغاز و در ردههای مختلفی خبری مانند دبیر، سردبیر خبر و تحلیلگر سیاسی و مدیر گروه تحقیق و تفسیر صداوسیما فعالیت کرد.
او نخستین مدیر شبکه العالم بود. پس از بازنشستگی به دعوت معاونت برونمرزی در آموزش خبرنگاران شبکه پرس تیوی فعالیت کرد و تا شهریور سال جاری همکاری خود را با این شبکه ادامه داد.
بهشتیپور معتقد است که در این پروژه سعی شده به دستاندرکاران رژیم پهلوی امکان داده شود تا اقدامات خوب و بد این رژیم را در کنار هم تعریف کنند؛ بنابراین در این روایت افراط و تفریط نداریم.
متن کامل پرسش و پاسخ ایسنا با ناظر کیفی پروژه «تاریخ شفاهی و تصویری ایران» به این شرح است:
چگونه پروژهی تاریخ شفاهی و تصویری ایران شکل گرفت؟
بهشتیپور: در سالهای 80، 81 از جمله طرحهایی که ارایه شده به سیما، ساخت مستندی درباره تاریخ پهلوی دوم در فاصله سالهای 1332 تا 1357 بود. هدف از ارایه چنین پیشنهادی این بود که جمهوری اسلامی تا حالا رژیم پهلوی را نقد کرده است اما اکنون کارگزاران نظام پهلوی را متقاعد کنیم تا خودشان نقاط قوت و ضعف این نظام را بیان کنند. این ایده با دکتر حسام الدین آشنا – مدرس دانشگاه – من و دو سه نفر دیگر مطرح شد پس از بیان شدن دیدگاههای مختلفی درباره این ایده، قرار شد که مستندی با حضور دست اندرکاران نظام پهلوی ساخته شود و این موضوع با مدیر وقت شبکه چهار که دکترحسین کرمی بود، در میان گذاشته شد. او هم پس از بیان دیدگاههاش، این طرح را به گروه مستند شبکه چهار ارجاع داد.
مدیر وقت گروه مستند، مجید زینالعابدین هم نظرات خود را مطرح کرد و طرح تکمیل شد. هدف ما از مصاحبه با دست اندرکاران نظام پهلوی گفت و گو با افرادی بود که تجربههای دست اول دارند و خود در رژیم سابق مسئولیت بر عهده داشتند؛ بنابراین سراغ وزیران، معاونان و مسؤولان رده بالایی سازمانهای مختلف رفتیم.
ایسنا: تحقیق چه قدر طول کشید؟
بهشتیپور: حدود چهار، پنج سال دو، سه نفر در ایران تحقیق کردند. چند نفر از ایرانیان مقیم آمریکا، فرانسه و انگلیس هم در مرحله تحقیق و مصاحبه مشارکت داشتند. آنان با پیگیریهای مختلف مسؤولان نظام پهلوی را برای مصاحبه قانع میکردند چون آنان در مراحل اولیه که نگران تحریف و بهره برداری یک سویه از سخنانشان بودند، به شدت بی اعتماد بودند.
پیش تولید و تولید تاریخ شفاهی و تصویری ایران چقدر به طول انجامید؟
بهشتی پور: پیش تولید و تولید از سال 80 آغاز و با 58 نفر گفت وگو شد. بجز مصاحبه سه نفری که در توقیف FBI باقی ماند و چند نفر مانند آقای رضا قطبی ترجیح دادند فعلا مصاحبه هایشان نزد خودشان باقی بماند.
ایسنا: با چه مشکلاتی برای مصاحبه با مسؤولان رژیم پهلوی روبهرو بودید؟
بهشتی پور: شرایط دشواری بود؛ این افراد پا به سن گذاشته بودند علاوه بر آن متقاعد کردن آنان به مصاحبه، یک چالش بود. از طرف دیگر در کشورها و شهرهای مختلف آمریکا زندگی میکردند؛ به عنوان نمونه در سوئیس، فرانسه و انگلیس ساکن بودند. همین وضعیت باعث شد که تحقیقات مفصلی برای تولید این پروژه، انجام شود. برای جلب اعتماد مسؤولان رژیم پهلوی قول داده شد که بعد از مصاحبه نوار گفت و گوی آنان در اختیارشان گذاشته شود تا آن را ببینند و اگر مایل بودند نوار را به ما برگردانند، بنابراین تلاش میشد این افراد متقاعد شوند که آنچنان که واقعا هم همینطور بود و هست توطئهای در کار نیست و هدف فقط ثبت تاریخ است.
ساخت این پروژه مستلزم صرف بودجه زیادی بود، آن هم در شرایطی که بودجه چندانی برای ساخت مستند در سیما اختصاص داده نمیشود؛ بنابراین کرمی نامهای را برای علی لاریجانی – رییس وقت سازمان صدا و سیما – نوشت و لاریجانی تخصیص بودجه برای ساخت این مستند را تایید کرد؛ البته یکی از دلایل موافقت او مشاهده تجربه موفق قبلی دست اندرکاران پروژه در گفتگوی پژوهشی مفصلی با بنی صدر - فرمانده وقت کل قوا - درباره جنگ تحمیلی بود که در روایت فتح انجام شده بود. دسترسی به بنی صدر و متقاعد کردن او به صحبت درباره جنگ تحمیلی نشاندهنده این بود که این گروه میتواند با دست اندرکاران نظام پهلوی هم صحبت کند اما وقفهای در روند ساخت به وجود آمد که علاقهای به بیان دلایلش ندارم.
عامل ایجاد وقفه، مسایل مدیریتی بود؟
بهشتی پور: همه مسایل دست به دست هم داد. فقط بنویسید: مدتی این مثنوی تأخیر شد/ مهلتی بایست تا خون شیر شد.
به هر حال دو، سه سال وقفه ایجاد شد. بعد رییس سازمان صدا و سیما عوض شد و عزتالله ضرغامی آمد. او هم متقاعد شد که باید این برنامه ساخته شود و از آن حمایت کرد. سال 87 بودجه برای ساخت پروژههای تاریخ شفاهی برای ساخت در خارج از کشور داده شد.
حامیان تاریخ شفاهی و تصویری ایران چقدر در روند این پروژه به شما کمک کردند؟
بهشتی پور: در بخش سفارش تولید برنامه مستند صدا و سیما سرمایه گذاری کرد از اعتبار کتابخانه ملی ایران و کتابخانه کنگره آمریکا به عنوان حامی معنوی استفاده کردیم البته پس از آنکه این پروژه در حد راش تهیه شد در مرحله تدوین مشکلاتی به وجود آمد و حمایت مادی از آن انجام نشد به ناچار با بودجه شخصی این کار ادامه پیدا کرد. تاکید من بر این است که اگر حمایت مسؤولین صدا و سیما در مراحل مختلف کار نبود، اساسا این پروژه شکل نمیگرفت و جا دارد از حمایتهای ان عزیزان همه جانبه تشکر کرد.
چرا بدون حضور سازندگان، پروژهی تاریخ شفاهی و تصویری ایران از آن در کتابخانه ملی رونمایی شد؟
بهشتی پور: وقتی که کار خوبی ساخته میشود افراد زیادی خواهان آن هستند و دوست دارند از آن بهرهای بگیرند ولی تک روی کار خوبی نیست چون مشخص است که این کار به همت چه کسانی انجام شده است؛ البته با نگاه خوشبینانه به این کار کتابخانه ملی، میتوان هدف ترتیبدهندگان این برنامه را معرفی کردن پروژهی تاریخ شفاهی و تصویری ایران به مردم فرض کرد.
گذشته از ماجراهایی که در ایران برای پروژه تاریخ شفاهی و تصویری ایران رخ داد، مشارکت کتابخانه کنگره آمریکا چقدر در جلب اعتماد مسؤولان رژیم پهلوی موثر بود؟
بهشتی پور: توافقنامهای کلی برای همکاری بین کتابخانه ملی و کتابخانه کنگره آمریکا در زمان ریاست محمد کاظم بجنوردی امضا شده بود، این توافقنامه پایهای برای حمایت این کتابخانه از پروژه تاریخ شفاهی تصویری شد. به طور قطع همین مساله در جلب حمایت مصاحبه شنودگان موثر بود.
روند طرح سوالات و چالش با مصاحبه شوندگان چگونه بود؟
بهشتی پور: بنده و آقای دهباشی با استفاده از راهنماییهای پژوهشگران پروژه در طراحی سوالات همکاری داشتیم و در هر مرحله پس از انجام مصاحبه ها با ارسال فایل صوتی به ایران در جریان مصاحبهها قرار داشتم و به نوعی توفیق اجباری داشتم که فایل صوتی هر کدام از مصاحبهها را به عنوان ناظر کیفی گوش کنم. در هر مرحله سوال های تکمیلی برای آقای دهباشی ارسال می شد. افرادی هم که با دست اندرکاران رژیم پهلوی مصاحبه میکردند در موضوع مورد بحث متخصص بودند و آنها کارشناسان موضوع اصلی مصاحبه محسوب میشدند؛ بنابراین مصاحبه شوندگان هم به اعتبار و احترام به کار کارشناسی آنان، با ما همکاری میکردند و به خاطر سابقهی آشنایی مصاحبهکنندگان با عملکرد رژیم پهلوی، آنها میتوانستند با مصاحبه شوندگان وارد چالش شوند.
البته اگر برخلاف نیت علمی و معیارهای تاریخی ما احساس بازجویی به مصاحبه شوندگان دست میداد، آنان خود به خود مصاحبه نمیکردند؛ بنابراین مصاحبه با مرور زندگی آنان شروع میشد و از دوران کودکی خود میگفتند. مصاحبهکنندگان تلاش میکردند با سران رژیم پهلوی همذاتپنداری کنند و در عین حال سوالات تاریخی را از آنان بپرسیدند؛ البته بعضی از مصاحبهشوندگان بیشتر همکاری و برخی از آنان کمتر همکاری میکردند. اما چند نفر از آنان هم حاضر نشدند که نوار مصاحبه را در اختیار ما قرار دهند.
در نهایت چند مصاحبه را از دست دادید؟
بهشتی پور: مصاحبههای انجام شده به مرور به ایران فرستاده میشد اما زمانی که FBI یکی از همکاران ما را دستگیر کرد سه چهار مصاحبه به کشور ارسال نشده بود و در توقیف پلیس فدرال آمریکا باقی ماند.
آیا از مصاحبههای سازمانهای دیگر هم برای ساخت این پروژه استفاده کرده اید؟
بهشتی پور: بنیاد مطالعاتی ایران در واشنگتن منابعی در اختیار داشتند که در اختیار ما قرار دادند مصاحبههایی هم در آلمان و دانشگاه هاروارد آمریکا وجود داشت.
آیا محورهای خاصی را برای طرح سوال از آنها در نظر داشتید؟
بهشتی پور: پرسشها به فراخور هر کدام از مصاحبه شوندگان طراحی و از آنان پرسیده میشد البته عدهای از آنان تلاش داشتند که عملکرد خود را توجیه کنند اما برخی از آنان نیز از دیگران انتقاد میکردند.
آیا سوالات چارچوب مشخصی داشت؟
بهشتی پور: مصاحبهشوندگان آزادی داشتند که هرچه دلشان میخواهد بگویند و متقابلا به ما نیز این اجازه را داده بودند تا در لابهلای آنها هرچه دلمان میخواست میپرسیدیم. البته تلاش میکردیم در خلال مصاحبه علاوه بر سایر مباحث مهم در خاطرات پرفراز و نشیب زندگی آنها لایههای زیرین فروپاشی رژیم پهلوی را هم بررسی و پیگیری کنیم.
پس با هدفگذاری مشخصی سوالات را مطرح میکردید؟
بهشتی پور: البته؛ در صدد بودیم که ضمن ثبت تاریخ، دلایل فروپاشی نظام پهلوی را مشخص کنیم. نکته جالبی که از خلال این مصاحبهها متوجه شدیم تداوم برخی تجربهها پس از پیروزی انقلاب بود و ما به جای آنکه از این تجارب عبرت بگیریم آن اشتباهها را دوباره تکرار میکنیم.
مثلا چه اشتباهاتی؟
بهشتی پور: ما ایرانیها دچار افراط و تفریط هستیم؛ به عنوان مثال به قول گراهام فولر گاهی اوقات خود را قبلهی عالم میدانیم و مثل این که همه عالم در حال توطئه کردن علیه ما هستند و خود را تافته جدا بافته و نقطه امکان عالم میدانیم که در دکان هیچ بقالی پیدا نمیشویم اما گاهی اوقات نیز دچار تفریط میشویم و هر بدی و زشتی را به ایرانیها نسبت می دهیم. در طول تاریخ هم ایرانی ها نه همیشه خوب بودند یا همیشه بد. در مورد تاریخ پهلوی اول و دوم در گذشته به گونهای برخورد کردهایم که انگار هر اتفاقی که در آن زمان افتاده بد بوده و اصلا چیز خوبی وجود نداشته است و ما در تاریخ شفاهی و تصویری ایران به دست اندرکاران رژیم پهلوی امکان میدهیم که اقدامات خوب و بد این رژیم را در کنار هم تعریف کنند بنابراین در این روایت افراط و تفریط نداریم و از مصاحبه شوندگان نقاط مثبت و منفی تاریخ دوران پهلوی استخراج شود. البته نمیگوییم که این برنامه صد در صد واقعیات زمان پهلوی را بیان میکند بلکه صد در صد منطبق با دیدگاههای مصاحبه شوندگان است. آنان بدون هیچ اجبار یا نگرانی متناسب با انصاف خود دیدگاههای تاریخی را میگویند و تاریخ را روایت میکنند و روایت هر یک از آنان با روایت دیگری تکمیل میشود. بنابراین تاریخ را فقط از دیدگاه یک فرد بیان نمیکنیم. به عنوان نمونه در این گفتگوها ادعاهای منطبق بر دیدگاههای داریوش همایون یا اردشیر زاهدی را میبینیم که هر کدام بر حسب دیدگاه خود درباره کودتای مرداد 32 اظهار نظر میکنند. این گفته ها اگر در کنار مصاحبه های و اسناد دیگر قرار گیرند می توان به قضاوت دقیقی درباره تاریخ پهلوی دست پیدا کرد.
به هر حال بعضی از کارهایی که آن زمان انجام میشده متاسفانه تداوم پیدا کرده است.
مثلا چه کارهایی؟
بهشتی پور: دست اندرکاران رژیم پهلوی میگویند که چگونه نظام بوروکراتیک مثل اختاپوس در ساختار ایران نفوذ کرده و این وضعیت چقدر ایجاد تغییر را مشکل کرده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی همین سازمانهای اداری پا برجا ماندند و فقط رؤسای مومن و مورد وثوق در رأس آن ها قرار گرفتند ولی ساختار عوض نشد.
جالب اینجاست که برخی نهادها مانند بنیاد شهید را ایجاد و به مرور شبیه سازی کردیم. پیش از پیروزی انقلاب، سازمان بهزیستی فعالیت میکرد اما پس از انقلاب، بنیاد شهید مشابه بهزیستی نهادینه شد. این در حالیست که به جای آنکه در راهاندازی بنیاد شهید نوآوری و سیستمی انقلابی عرضه کنیم آن را شبیه سازمانهای قبل از انقلاب تاسیس کردیم؛ البته نوع سیاست خارجی ما با زمان پهلوی تفاوت بسیاری کرده است. آن زمان وابسته بودیم و به خوبی میشود رد پای این وابستگی را پیدا و تحلیل کرد. به عنوان مثال چگونه سفیران آمریکا و انگلیس برای ما تعیین تکلیف میکردند. مثلا از سپهبد خلبان آذربرزین به طور دقیق میشنویم که چگونه سفیر آمریکا درباره نخست وزیر شدن یا نشدن فردی تصمیم گیری میکرد و توصیههای او اجرا می شد.
چقدر از مصاحبههای انجام شده قابل پخش از سیما است؟
بهشتی پور: لازم است پخش این برنامه با کار کارشناسی همراه باشد. من به عنوان ناظر کیفی این برنامه معتقدم که میتوان بدون شک همه بخشها را بدون سانسور پخش کرد. البته شاید شنیدن جزئیات زندگی هر کدام از این شخصیتها برای بیننده جذاب نباشد و بهتر باشد که مسائل مهم هر مقطع، پخش شود؛ بنابراین اگر همه دقایق ضبط شده پخش نشود به معنای سانسور آنها نیست.
حتی تمام صحبتهای سیاسی رجال پهلوی نیز قابل پخش است؟
بهشتی پور: این برنامه چیز قابل سانسوری از نظر محتوایی ندارد مگر مواردی که شخصیتها به فرد دیگری اتهام زده یا فحش دادهاند. این موارد قابل پخش نیست.
سرنوشت پروژه «تاریخ شفاهی و تصویری ایران» پس از تولید چه شد؟
بهشتی پور: ابتدا قرار بود مجری طرح بخشهایی از تصاویر تهیه شده را برای تلویزیون در قالب یک برنامه تهیه کند اما خودشان ابراز تمایل نکردند و این کار به عهده شکیبانیا - تهیه کننده شبکه یک - گذاشته شد؛ البته پس از آن دوباره آقای دهباشی پذیرفتند که این برنامه را تهیه کنند؛ به هر حال بخشهایی از این برنامه برای پخش در دهه فجر آماده شد.
آیا تصاویر و صداهای ضبط شده در کتابخانه ملی قابل دسترسی برای پژوهشگران است؟
بهشتی پور: نسخه کامل و بدون سانسور این گفتگوها به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران تحویل داده شده و در صورتی که مدیریت آن سازمان صلاح بداند، قابل ارائه به پژوهشگران است و آنان میتوانند هم به صورت تصویری و هم مکتوب از آن استفاده کنند.
گویا قرار است کتابهای پروژه تاریخ شفاهی و تصویری ایران نیز چاپ شود، کتابها در چه مرحلهای قرار دارند؟
بهشتی پور: متن مصاحبهها پیاده شده و در مرحله ویراستاری است؛ البته پس از ویراستاری دوباره متون بررسی میشود تا خطاهای احتمالی اصلاح و برای چاپ آماده شود.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 13:53 توسط H.T
|